كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )

25

سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )

و به حال مرغك بسمل او را مذامت و پشيمانى دست داد ، دويست تومان زر از خزينهء خاصه به فقرا تصدق نمود . سياح گويد كه او پادشاهى بود كريم الطبع ، محب فقرا ، حليم و سليم و صاحب جود و احسان بود . و از براى پادشاهان سيف و احسان هر دو ضرور است . چون شاه از سيف و احسان غفلت كرد ، انقلاب به دولتش رسيد و * كار به اينجا كشيد . * ديگر از جمله باعث زوال دولت سلاطين صفويه ، اين بود كه طوايف عجم غايت اصرار در دعوى اسلام دارند و جزئى از شعاير فروض و سنن اهمال جايز نمىدانند . و در اواخر ايام سلطنت صفويه ، براى اجراى قانون * شرع در بلاد عظيم كه سبب انتظام دولت است ، اهتمام نمىكردند . گواه اين [ 23 ] سخن آنست كه در زمان شاه عباس ماضى بنا گذاشتند و قدغن كردند كه بايد زر نقد از ايران بيرون نرود و به جاى زيارت حج به زيارت قبور ائمه عليه السلام و ساير مقابر روند و هر كس آرزوى زيارت كعبه داشت ، * مىبايد مبلغ خطير به پادشاه پيشكش كند و اذن حاصل نمايد و ضررى بيشتر از سفر حج نبوده است . و به اين سبب * مستطيعان و ضعفا و عجزه بلاد اسلام ، روز و شب دعاى بد و نفرين به جان پادشاه عصر و حكام زمان خود مىكردند . * و ديگر باعث زوال دولت بيشتر از اين جهت شده كه كارگزاران امور پادشاهى و امناى دولت دور از حضرت دو فرقه شده بودند ، و با يكديگر * ضد ( يت ) كامل داشتند . كارى كه * اين فرقه مىساختند ، بسند رأى آن جماعت نمىشد . و بيشتر باعث اخلال دين و دولت و ملك و ملت همه [ 24 ] اين مىشد و در كار دولت عيبى و نقصى و خللى * مثل نفاق كارگزاران دولت نيست . و همه كارها معطل مىماند و انواع جور و تعدى و فساد در مملكت پديد آمد ، كه چارهء آن از ممتنعات باشد و در اندك وقتى دولت زايل مىگردد ، و چنان كه در دولت صفويه شد و اين كار را قياس از ضعفاء امت * بايد ( كرد ) بالمثل اگر مرد بازارى در خانه خود دو كدبانو داشته باشد كه مطلب هر يك خلاف رأى